محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6724

تاريخ الطبرى ( فارسي )

آنگاه با حسين پسر زكرويه كه از پس برادر خويش نام احمد گرفته بود و مىگفت نوادهء اسماعيل بن جعفر بن محمد است بيعت كردند و او خالى را كه در چهره داشت بنمود و گفت كه اين آيت اوست . پسر عمويش عيسى پسر مهرويه كه نام عبد الله گرفته بود بنزد وى رفت و گفت او نيز عبد الله بن احمد ، نواده جعفر بن محمد ، است كه احمد لقب مدثر به دو داد و او را جانشين خويش كرد و گفت مقصود از مدثر كه در سورهء قرآن آمده هم اوست . نوجوانى از كسان خويش را مطوق لقب داد و كشتن اسيران مسلمان را در عهدهء او كرد . احمد بر مصريان و بر ولايت حمص و ديگر ولايتهاى شام تسلط يافت كه بر منبرهاى آن به نام امير مؤمنان ناميده شد . همه اين رخدادها به سال دويست و هشتاد و نهم و دويست و نودم بود . به روز نهم ذى حجه همين سال مردم در دل تابستان در بغداد نماز پسين كردند . آنگاه به وقت پسين باد شمال وزيد و هوا سرد شد ، چندان كه از شدت سرما مردم را به سوخت و گرم شدن از آتش و پوشيدن جامهء مغزىدار و جبه نياز افتاد و سرما همچنان فزونى گرفت چندان كه آب يخ بست . در اين سال در رى ميان اسماعيل بن احمد و محمد بن هارون نبردى رخ داد . چنان كه گفته‌اند در آن وقت اين هارون با نزديك هشت هزار كس بود . محمد بن هارون هزيمت شد و پيش روى . . . [ 1 ] ياران خويش رفت نزديك هزار كس از يارانش به دنبال وى روان شدند و سوى ديلم رفتند كه به پناهندگى وارد آنجا شد . چنان كه گفته‌اند نزديك هزار كس از هزيمتيان ياران وى به در سلطان رفتند . چهار روز رفته از جمادى الاخر اين سال ، قاسم بن سيما به غزاى تابستانى مرزهاى جزيره گماشته شد و سى و دو هزار دينار به دو داده شد . در اين سال فضل بن عبد الملك هاشمى سالار حج بود .

--> [ 1 ] متن افتاده دارد .